انواع سرریز ها و مکانیزم عمکرد آنها

در مواقع حمله سیلاب و بالا آمدن ناگهانی سطح آب رودخانه بدلیل بارش های فصلی، لازم است تا این مقدار آب مازاد، به شکلی مهندسی از سد خارج شود تا بدین وسیله، ایمنی سد حفظ شود و سد سالم بماند. بنابراین، سرریز ها، سازه هایی برای تخلیه آب مازاد ناشی از سیلاب هستند. بعبارتی دیگر، براي عبور آبهاي اضافي و سيلابها از سراب به پاياب سدها از سازه اي به نام « سرريز » استفاده مي شود . سرريز بايد سازه اي قوي ، مطمئن و با كارآيي بالا انتخاب شود كه هر لحظه بتواند براي بهره برداري آمادگي داشته باشد . معمولاً سرريزها را بر حسب مهمترين مشخصه آنها تقسيم بندي مي كنند ، اين مشخصه مي تواند در رابطه با سازه كنترل ، كانال تخليه و يا هر عضو ديگر آن باشد . بر حسب اينكه سرريز مجهز به دريچه و يا فاقد آن باشد ، به ترتيب با نام سرريزهاي كنترل دار و يا سرريزهاي بدون كنترل شناخته مي شوند .

نوع سرريزها معمولاً با عناوين : ريزشي ، اوجي ، جانبي ، شوت ، مجرايي ، تونلي ، نيلوفري ، سقوطي با بار شكن ، آبرو و سيفوني مشخص مي گردد .

1- سرريز ريزشي آزاد ( سرريز هاي با سقوط مستقيم )
در اين نوع سرريزها جريان آب بطور آزاد از روي تاج سرريز فرو مي ريزد . اين سرريزها براي سدها ي بتني قوسي نازك ، سدهاي پشت بنددار و يا تاجهايي كه وجه پايين دست آنها تقريباً قائم است ، مناسب مي باشد . جريان ممكن است بصورت آزاد همانند يك لبريز لبه تيز انجام گيرد و يا تا فاصله كمي در روي اوجي هدايت شود . غالب اوقات تاج را بصورت يك لبه آويزان ادامه مي دهند ، تا جريانهاي كوچك را به نقطه اي دورتر از ديواره مقطع سرريز شونده هدايت كند .
در سرريزهاي ريزشي آزاد ، به زير سفرة آب به اندازة كافي هوا داده مي شود تا از شكل گيري جتهاي ضرباني و نوسان كننده جلوگيري شود . اگر هيچگونه تأ سيسات حفاظتي مصنوعي در پاي سقوط در نظر گرفته نشود ، در بيشتر موارد در بستر رودخانه فرسايش ايجاد مي شود و يك حوضچه استغراق شكل مي گيرد عمق و حجم حوضچه تابعي از عمق پاياب ، ارتفاع سقوط آب و تغييرات دبي جريان است .
فرسايش ناپذيري مواد بستر ( مانند سنگ ) اثر جزئي بر روي اندازه حوضچه دارد ، چرا كه فقط مي تواند زمان حفر كامل حوضچه را به تعويق بيندازد . در مواردي كه فرسايش بستر غير قابل تحمل باشد ، مي توان با احداث يك سد كمكي در پايين دست سازه اصلي ، به ايجاد يك حوضچه مصنوعي پرداخت . اين كار همچنين مي توان با حفر يك حوضچه انجام داد و سپس آنرا به كف بند بتني مجهز ساخت . به شرط وجود عمق كافي ، هنگامي كه جت آب به روي يك كف بند افقي سقوط مي‌كند ، جهش هيدروليكي شكل خواهد گرفت . براي تعيين مولفه هاي جهش هيدروليكي فوق‌الذكر مي توان معادله مومنتم را در پاي سقوط به كار گرفت .
از سرريزهاي ريزشي آزاد ، كه در محدوده وسيعي از عمق پاياب بتواند مؤثر باشند ، مي‌توان در سدهاي خاكي استفاده كرد . اين سرريز از يك ديواره مستقيم مجهز به لبريز تشكيل شده كه در قسمت بالاي يك فلوم با مقطع مستطيلي كار گذاشته شده است .كف بند افقي آن بر رقوم كف رودخانه منطبق است و يا پايين تر از آن قرار مي گيرد . در اين حالت ، به منظور كمك به تشكيل جهش هيدروليكي و كاهش فرسايش پايين دست ، سيستم به بلوكهايي در كف و يك آستانه در انتها مجهز شده است . اين نوع سازه هيدروليكي ، براي اختلاف ارتفاعهاي زياد مناسب نيست ، زيرا در اينصورت بايد كف بند ، نيروي عظيم برخورد جت با فونداسيون را تحمل كند . ارتعاشهاي حاصل از اين برخورد ، ممكن است سبب ترك خوردگي و يا جابجائي قسمتهايي از سازه شود و خطر انهدام آنها در اثر بروز پديده هاي جوشش ماسه ( پايپينگ ) و زير شويي را به‌وجود آورد . معمولاً نبايد در مواردي كه اختلاف تراز آب مخزن و پاياب از 6 متر متجاوز است ، از اين نوع سازه هيدروليكي استفاده شود .

2- سرريز اوجي ( آبريز )
اين سرريزها يك لبريز كنترل دارند كه به شكل منحني اوجي ( پيوند ) يا داراي پروفيل S شكل است . معمولاً قسمت فوقاني منحني پيوند طوري طراحي مي شود كه هر چه نزديكتر ، بر پروفيل زيرين سفره آبي كه از روي يك لبريز لبه تند هوا دهي شده ، فرو مي ريزد منطبق باشد . با جلوگيري از ورود هوا به زير سفره آب ، امكان تماس بين آب سرريز شده و پروفيل تاج سرريز فراهم مي آيد . براي دبي هاي نظير ارتفاع طراحي ، جريان آب بدون مزاحمتي از طرف لايه مرزي ، به آرامي بر روي پروفيل تاج سرريز حركت مي كند و تقريباً حداكثر بازده تخليه به دست مي آيد . پايين تر از قسمت فوقاني منحني پيوند ، پروفيل به صورت مماسي در طول يك شيب ادامه مي يابد و بدين ترتيب ورقه آب را در روي سطح قسمت آبريز حفاظت مي‌كند . در انتهاي شيب ، يك منحني معكوس جريان را بداخل حوضچه آرامش و يا كانال تخليه سرريز برمي‌گرداند .
منحني فوقاني تاج سريز را مي توان تند تر و ياملايمتر از پروفيل سفره ريزشي آب انتخاب كرد . شكل ملاتمير پروفيل سبب خواهد شد كه ورقه آب به سطح پروفيل بچسبد و فشار هيدرواستاتيكي مثبتي را در سطح تماس پديد آورد . در اين حالت ، مقاومت جريان افزايش مي‌يابد و بازده تخليه سرريز كاسته مي شود . براي پروفيل تندتر ، امكان جدا شدن ورقه آب از سطح تاج وجود دارد كه با وقوع فشار منفي در سطح تماس همراه خواهد بود . اثر اين گونه فشارها ي منفي ، در افزايش ارتفاع مؤثر است كه در نتيجه برد بي جريان مي افزايد . يك تاج آبريز همراه با كف بند پايين دست ، مي تواند به عنوان يك سرريز كامل مورد استفاده قرار گيرد . اين حالت را مي توان در سدهاي بتني وزني مشاهده كرد . در حالت ديگر ، تاج آبريز ممكن است فقط بصورت سازة كنترل ، براي انواع ديگر سرريزها مورد استفاده قرار گيرد .

3 - سرريز جانبي
سرريز جانبي عبارتست از سريز جداگانه اي كه در كنار سد در دره ساخته مي شود . جريان آب پس از عبور از سرريز جانبي وارد كانالي مي شود كه موازي تاج سرريز است و كانال جانبي ناميده مي شود . معمولاً اين نوع سرريز در قسمت باريك دره ساخته مي شود . جريان آب پس از عبور از روي سرريز وارد كانال جانبي مي شود و حدود 90 درجه تغيير جهت مي دهد . سپس جريان وارد شوت يا تونل مي گردد . انرژي جنبشي جريان ناشي از پايين آمدن جريان آب ، از روي سرريز توسط تلاطم داخل كانال جانبي مستهلك شده و سرعت ديگري در جهت موازي سرريز بوجود مي آيد . كانال جانبي بايد آنقدر گود باشد كه ارتفاع آب كافي جهت حركت در آن بوجود آيد‌. معمولاً سطح مقطع كانال متناسب با افزايش بده در جهت پايين دست جريان زياد مي گردد . جريان از شوت يا تونل معمولاً بصورت فواره به رودخانه وارد مي شود . پرتاپ كننده جامي يكي از راههاي مناسب هدايت جريان و مستهلك كردن انرژي آن مي باشد .

خصوصيات هيدروليكي تاج سرريز جانبي نيز شبيه خصوصيات سرريز آبريز معمولي است و از پروفيل تاج لبريزتبعيّت مي كند . البته براي حداكثر جريان ممكن است خصوصيّات هيدروليكي سرريز جانبي با سرريز آبريز تفاوت نمايد. علت امر اين است كه امكان وجود محدوديت در كانال جانبي كه به سهم خود سبب استغراق نسبي تاج سرريز مي شود ، وجود دارد‌. در اينصورت كنترل دبي جريان توسط عامل محدود كننده اي كه در پايين بخش كانال جانبي وجود دارد ، انجام خواهدگرفت .
سرريزهاي جانبي ، نه تنها از نظر هيدروليكي كارآيي خوبي ندارند ، بلكه از نظر اقتصادي نيز ارزان تمام نمي شود . البته داراي محاسني نيز مي باشند كه كاربرد آنها را توجيه پذير مي‌كند. در مواردي كه محدود كردن ارتفاع طراحي سرريز با طولاني تر شدن تاج سرريز همراه باشد و تكيه گاه ها داراي شيب تند و بصورت پرتگاه باشند ، انتخاب سريزها ي جانبي مي تواند بهترين گزينه باشد . همچنين در مواردي كه لازم است تأسيسات كنترل به كانال يا تونل تخليه باريكي وصل شود‌، سرريز جانبي مي تواند مورد توجه قرار گيرد‌.

4 ـ سرريز شوت
در سرريز هاي شوت جريان آب مخزن اصلي از طريق يك كانال باز كه در طول تكيه گاه سد و يا قسمت فرو رفته بين دو قله قرار مي‌گيرد ، به رود خانه مي رسد . اين تعريف را مي توان بدون توجه به تأسيسات كنترلي كه براي تنظيم جريان مورد استفاده قرار گرفته است ، به كار برد‌. بنابراين ، سازة كنترلي سرريز شوت مي تواند به صورت تاج آزاد ، روزنه دريچه دار ، تاج جانبي و يا انواع ديگر باشد . تنها شرط لازم اين است كه كانال تخليه آنها بصورت شوت باشد .
البته سرريز شوت بيشتر به سرريز هايي اطلاق مي شود كه سازه كنترل سرريز تقريباً عمود بر محور يك كانال باز است و خطوط جريان در بالاو پايين تاج كنترل با محور سرريز هم سو هستند . سرريز هاي شوت در سدهاي خاكي بيش از انواع ديگر به كار رفته است . عواملي كه سبب انتخاب اين سرريز مي شوند ، عبارتنداز :
1 ) به سادگي قابل طرح و اجرا هستند .
2 ) تقريباًدر كليه شرايط فونداسيون مي توان از آنها استفاده كرد .
3 ) حجم وسيع خاكبرداري حاصله را مي توان در بدنه سد خاكي مورد استفاده قرار داد و از اين طريق از هزينه كاست . سرريز شوت ، بر روي انواع مختلف فونداسيون از سنگ سخت تا زمين نرم با موفقيت اجرا و بهر ه برداي شده است .
سرريز شوت معمولاً شامل يك آبراهه ورودي ، يك سازه كنترل ، كانال تخليه ، سازه پايانه و يك آبراهه خروجي است.
ساده ترين شكل سرريز شوت ، يك محور مستقيم دارد و عرض آن در سرتاسر شوت ثابت است . اغلب لازم مي شود كه به منظور انطباق بر پستي و بلندي طبيعي ، محور آبراهه ورودي و يا كانال تخليه را بصورت قوس در نظر گرفت . در اينگونه موارد سعي مي شود كه حتي‌المقدور ، بخاطر سرعت تقرّب كم ، انحناء را به آبراهه ورودي محدود كرد . هر گاه لازم باشد كه به كانال تخليه قوس داده شود ، كف شوت را مي توان در سمت خارجي قوس بلندتر ساخت . در اينصورت جريان سريع در اطراف قوسها محافظت شده و از تراكم جريان آب در سمت خارجي شوت جلوگيري مي شود . معمولاً انتخاب نهايي پروفيل شوت ، با توجه به توپوگرافي منطقه و شرايط لايه هاي زيرين انجام مي پذيرد . سازه كنترل نيز عموماً با محور سد در يك خط قرار مي گيرد و يا بالا دست آن واقع ميشود . معمولاً ، براي به حداقل رساندن خاكبرداري ، قسمت اوليه كانال تخليه را با حداقل شيب ممكن تا آنجايي ادامه مي دهند كه كانال تخليه به سطح زمين برسد . سپس قسمتي از كانال تخليه كه داراي شيب تند خواهد بود آغاز مي‌شود و با توجه به شيب طبيعي زمين ادامه مي يابد .
جريان در بالا دست تاج سرريز معمولاً در حالت زير بحراني است و به هنگام عبور از روي سازه كنترل به سرعت بحراني ميرسد . در شوت عموماً جريان به صورت فوق بحراني و بر حسب مورد بصورت يكنواخت يا تند شونده خواهد بود .اين حالت مي تواند تا رسيدن به تأسيسات نهايي ادامه يابد . براي عملكرد خوب هيدروليكي ، لازم است كه از تغيير ارتفاعهاي ناگهاني و منحنيهاي قائم مقعر و يا محدب در پروفيل شوت خودداري شود . به همين گونه ، براي جلوگيري از بروز امواج عرضي و سوار شدن جريان بر روي ديواره ها ، آشفتگي اضافي و يا توزيع غير‌يكنواخت جريان در تأسيسات نهايي بايد همگرايي و واگرايي در سطح شوت تدريجي باشد .

5 ـ سرريز پلكاني
در بعضي موارد و زماني كه شيب براي احداث تنداب بسيار تند است ، براي انتقال آب از سراب به پاياب از سرريز پلكاني استفاده مي شود . همانطوري كه در شكل ديده مي شود در سرريزهاي پلكاني چند حوضچه آرامش پشت سر هم قرار مي گيرند . در سالهاي اخير در بعضي از سدهاي وزني سرريز پلكاني بدون حوضچه آرامش و بصورت پله هاي معمولي ساخته شده اند ، هدف در اينجا كاهش انرژي جنبشي مخرب در پايانه سرريز است .

6 ـ سرريزهاي تونلي و مجرايي
هرگاه براي انتقال آب از يك مجراي سر پوشيده اي استفاده شود كه از اطراف و يا زير سد عبور كند ، سرريز حاصله را به ترتيب ‹ سرريز تونلي و يا مجرايي › گويند .
مجراي سرپوشيده مي تواند به شكل يك شفت قائم يا مايل ، يك تونل افقي از ميان خاك يا سنگ و يا يك مجراي سرپوشيده اي باشد كه در ترانشه‌هايي ساخته شده و سپس توسط مواد خاكي پشت آن پر مي شود .
در قسمت كنترل اين نوع سرريزها مي توان از اغلب اشكال سازه هاي كنترل ، مانند تاجهاي آبرريز دهانه‌هاي ورودي روزانه‌اي قائم و يا مايل ، دهانه هاي ورودي سقوطي و تاجهاي سرريز جانبي استفاده كرد . به استثناي مواردي كه از دهانه هاي ورودي روزنه اي و سقوطي استفاده مي شود ، طرح اين سرريزها به نحوي صورت مي گيرد كه در سرتاسر طول تونل جريان آزاد برقرار باشد . در مواردي كه از دهانه ورودي روزنه اي و يا سقوطي استفاده مي شود ، قطر تونل به نحوي تعيين مي گردد كه فقط براي قسمت كوتاهي جريان تحت فشار باشد و در بقيه طول تونل جريان آزاد برقرار باشد . براي جلوگيري از شكل گيري و توقف متوالي عمل سيفوني ، لازم است اين گونه سرريزها به سيستم هوادهي گسترده اي مجهز شوند . اين پديده در مواردي اتفاق خواهد افتاد كه قسمتي از تونل ، به علت بر گشت آب و عملكرد امواج ، موقتاً هوايش را از دست بدهد و بسته شود .
براي تضمين جريان آزاد در تونل ، نسبت سطح مقطع جريان به سطح مقطع تونل غالباً به حدود 75 % محدود مي شود . ممكن است در نقاط بحراني طول تونل ، مجراي هوادهي ساخت تا هواي كافي به تونل برسد و مانع ايجاد جريان غير دائمي در سرريز شود . در سدهايي كه در دره‌هاي باريكي ساخته مي شوند كه ديواره هاي آنها شيب بسيار تندي دارد و يا در مواردي كه كانالها ي باز از خطر برف و لغزش سنگ مصون نيست ، ممكن است سرريزهاي تونلي رجحان داشته باشد .

سرريزهاي مجرايي ممكن است براي دره هاي عريضي كه شيب ديواره هاي ملايم است و تكيه گاهها به فاصله نسبتاً زيادي از بستر رودخانه قرار دارند ، مناسب باشد . استفاده از سرريز مجرايي اجازه خواهد داد كه كانال تخليه سرريز ، زير سد و نزديك بستر رودخانه قرار داده شود .

7 ـ سرريز با دهانه سقوط
در اين گونه سرريزها، همان طور كه از اسم آنها پيداست ، آب از روي يك تاج افقي وارد يك شفت قائم و يا مايل مي شود و سپس از طريق يك تونل يا مجراي سرپوشيده تقريباً افقي به رودخانه مي پيوندد .

در واقع اين نوع سرريزها را بايد متشكل از سه عضو زير دانست :

1 ـ لبريز كنترل 2 ـ تبديل قائم 3 ـ آبراهه تخليه سر پوشيده
به سرريزهايي كه دهانه آنها بصورت قيف است ، سرريز نيلوفري مي گويند . خصوصيات هيدروليكي سرريزهاي با دهانه سقوط ، با تغييرات ارتفاع آب روي سرريز متغير خواهد بود . قسمت كنترل جريان ممكن است بر حسب دبي جريان در تاج سرريز تبديل و يا تونل باشد . بعنوان مثال ، هرگاه ارتفاع آب روي تاج سرريز كم باشد ، جريان بصورت آزاد است و كنترل در تاج سرريز خواهد بود . با افزايش ارتفاع آب ، قسمت كنترل به تبديل قائم منتقل مي شود و دبي جريان توسط جريان روزنه اي كنترل خواهد شد .از اين مرحله به بعد ممكن است جريان مجاري تحت فشار حاكم شود و دبي جريان توسط تونل پر كنترل گردد . البته طرح سرريزها بر اساس تونل پر توصيه نمي شود . در مواردي كه ارتفاع سقوط خيلي كم است ، مي تواند از اين قاعده مستثني باشد .

8 ـ سرريز نيلوفري ( لا له اي )
سرريز نيلو فري ( سرريز با دهانه سقوط ) معمولاً در سدهايي كه در درة باريك اجرا شده‌اند و يا داراي شيب تند تكيه گاه مي باشد ، بكار مي روند . همچنين در مواردي كه تونل ها و گالريهاي انحراف با قطر كافي در اختيار باشد ، مي توان از اين نوع سرريزها استفاده كرد . يكي ديگر از نكات مثبت اين سرريزها اين است كه با ارتفاع نسبتاً كم مي توان به ظرفيت ماكزيمم آن نزديك شد . اين خصوصيت مي تواند در مواردي كه حداكثر جريان خروجي از سرريز بايد محدود باشد ، مفيد واقع شود .
از طرف ديگر اگر ارتفاع آب روي سرريز از ارتفاع مبناي طرح تجاوز كند ، تغييرات دبي جريان خروجي بسيار جزئي خواهد بود . اين نكته مي تواند بعنوان يكي از نقاط ضعف اين نوع سرريزها تلقي شود . چرا كه اگر دبي سيل ورودي از سيل مبناي طرح تجاوز كند ، ارتفاع لازم براي تخلية آن بسيار زياد خواهد بود . البته در صورتيكه اين نوع سرريز بعنوان سرريز اصلي عمل كند و در كنار آن يك سرريز كمكي نيز وجود داشته باشد . اين ضعف بر طرف مي شود .

9 ـ سرريز ريزشي مجهز به بار شكن
از اين نوع سرريزها در مواردي استفاده مي شود كه بخواهيم ، بدون ساختن حوضچه آرامش ، آب را از يك ارتفاع زياد به ارتفاع كمتري منتقل كنيم . در اين سرريزها پايه هاي بار‌شكن مي تواند بصورت مانع عمل كند و سبب استهلاك انرژي آب شود . بدين ترتيب آب در مسير حركت خود داراي سرعت نسبتاً كمي خواهد بود . سرعت خروجي كم و اقتصادي بودن را مي توان ، بدون توجه به بلندي آبشار ، از محاسن اين نوع سرريزها دانست .

همچنين در اين سرريزها ، سايش پايين دست اثري بر روي عملكرد سرريزندارد و نيازي به تأ مين عمق پاياب مشخصي براي عملكرد صحيح حوضچه آرامش نخواهد بود . كانال تخليه معمولاً با شيب 1 : 2 و يا مسطحتر ساخته مي شود و تا پايين تر از كف آبراهه خروجي ادامه مي‌يابد . اگر لازم باشد شيب ناودان تخليه از 1 : 2 تجاوز كند ، مطالعات مدلي ضروري است و بايد پايداري آن بررسي و كنترل گردد . انتهاي پايين دست ناودان تخليه بايد به ميزان قابل توجهي پايين‌تر از كف رودخانه ساخته شود تا مانع بروز خسارات ناشي از فرسايش و سايش گردد .

10 ـ سرريز آبرو ( زير گذر )
سرريز آبرو يك شكل خاصي از سرريزهايي است كه آبراهه تخليه آنها بصورت تونل و يا مجاري سر پوشيده است . سرريز زير گذر از يك مجرا كه از بدنه يا تكيه گاه هاي سد عبور ميكند تشكيل مي گردد . مقطع مجراي زير گذر مي تواند به شكل دايره اي ، مربعي ، مستطيلي ، يا نعل اسبي ساخته شود .
تفاوت سرريز آبرو با سرريز مجهز به دهانه سقوط ، در اين است كه دهانه ورودي آنها شكل قائم و يا مايل دارد و شيب كف آنها در سرتاسر مسير تقريباً يكنواخت است و محدوديتي ندارد دهانه ورودي سرريز مي تواند داراي لبه هاي تيز و يا مدور باشد و كانال تقرّب سرريز ممكن است ديواره هاي موازي و يا واگرا داشته باشد . كف كانال تقرب سرريز ممكن است مسطح و يا داراي يك شيب دلخواه باشد . هرگاه دهانه سرريز آبرو مستغرق نباشد ، سيستم همانند كانال باز عمل خواهد كرد . ممكن است دهانه سرريز مستغرق باشد ، ولي روزنه ورودي طوري تنظيم شده باشد كه آبرو پر نشود . در اينصورت سرريز ، مانند يك سرريز با دهانه سقوط يا يك سرريز شوت كه كنترل روزنه اي بر آنها حاكم است ، عمل خواهد كرد . هنگامي كه عمل هواگيري منظور شده و جريان در آبرو بصورت پر است ، عملكرد آن شبيه سرريز سيفوني خواهد بود . هرگاه از سرريز آبرو بصورت سرريز سيفوني استفاده شود . بايد به نقاط ضعف سرريز هاي سيفوني ( اشاره شده در بخش سرريزهاي سيفوني ) توجه كرد .
اگر سرريزهاي آبرو در شيب تند قرار گرفته و جريان در آن بصورت پر باشد ، فشار در طول مرزها ي آبروكاهش مي يابد و ممكن است به حالت منفي در آيد . در صورتيكه فشار منفي زياد باشد ، خطر پديدة كاويتا‌سيون در سطح آبراهه زياد مي شود و امكان انهدام آن وجود خواهد داشت . در صورتيكه در مناطق با فشار منفي چنين تركها و حفره هايي بوجود آيد ، ممكن است كه خاك اطراف آبرو را به داخل خود بكشد . بنابراين براي سيستمهاي با ارتفاع زياد كه ممكن است ايجاد فشار منفي قابل توجهي در آبرو نمايد ، نبايد از اين گونه سرريزها استفاده كرد . افزون بر آن ، گذر از جريان آزاد به جريان تحت فشار با ارتعاشات زيادي همراه است كه با افزايش اختلاف ارتفاع بين ابتدا و انتهاي آبرو ، بر ميزان آن افزوده مي شود . به اين دلايل نبايد از سرريزهاي فوق براي مواردي كه افت هيدروليكي از 5 /7 متر تجاوز مي كند ، بهره جست .
امكان بهره برداري بصورت پر و نيمه پر ، اقتصادي بودن و سهولت اجراي آنها ، از جمله محاسن اين نوع سرريزهاست . آبروها را مي توان بر روي يك بستر كه در طول تكيه گاه و با شيب نسبتاً تند حفاري شده است ،كار گذاشت . همانند سرريزهاي مجهز به دهانه سقوط و سرريزهاي سيفوني ، عيب اصلي اين نوع سرريزها اين است كه بعد از پر شدن آبرو تغييرات ظرفيت سرريز با افزايش ارتفاع ، زياد نيست . اين امر سبب پايين آمدن ضريب اطمينان سرريز مي‌شود . البته در صورتيكه در كنار سرريز آبرو از يك سرريز اضطراري و يا كمكي نيز استفاده شود ، اين عيب بر طرف خواهد شد .

11 ـ سرريز سيفوني
سرريز سيفوني عبارتست از مجراي بسته به شكل U معكوس كه تاج آن در سطح نرمال قرار مي گيرد . هنگامي كه سطح آب در مخزن بالاي سطح نرمال قرار بگيرد ، جريان از روي سرريز به شكل جريان آزاد رود گذر خواهد بود . عمل سيفوني شدن موقعي شروع مي شود كه هواي روي تاج مجرا خارج شود و جريان ادامه يابد .
غالب سرريزهاي سيفوني از 5 جزء اصلي تشكيل شده اند ، دهانه ورودي ، ران رويي ، گلوگاه يا مقطع كنترل ، ران زيرين و مجراي خروجي .
معمولاً براي جلوگيري از ادامه عمل تخليه ، به هنگامي كه سطح آب مخزن به تراز نرمال ميرسد ، از يك مجراي هوادهي كه عمل سيفون را متوقف مي سازد ، استفاده مي شود . در غير اينصورت ، سيفون آنقدر به عمل تخليه ادامه خواهد داد تا هوا وارد دهانه ورودي شود . براي جلوگيري از ورود آشغال و يخ و ... به داخل سيفون ، دهانه ورودي را به ميزان قابل توجهي پا‌يينتر از سطح نرمال درياچه قرار مي دهد . افزون بر آن ، با اين عمل از تشكيل گردابها نيز در مدخل كه ممكن است سبب پايين آمدن راندمان كار سيفون شود ، جلوگيري به عمل مي آيد .
براي اتصال دهانه ورودي قائم به گلوگاه از ران فوقاني به صورت يك تبديل همگرا استفاده مي شود ، معمولاً گلوگاه يا مقطع كنترل داراي سطح مقطع مستطيلي است و در بالاترين قسمت خم زيرين سيفون قرار مي گيرد . ادامه خم زيرين به يك لوله قائم يا مايل وصل مي شود كه ران زيرين را تشكيل مي دهد . اغلب همانطور كه در شكل نشان داده شده است ، ران زيرين بر روي شيب معكوس قرار مي گيرد ، اين امر سبب خواهد شد كه عمل هواگيري با تشكيل يك پرده جريان كه سرتاسر ران زيرين را مي پوشاند به خوبي انجام پذيرد .
از سرريز سيفوني نيز مي توان در سدهاي خاكي استفاده نمود . به علت وجود فشارهاي منفي ، لازم است لولـه به اندازه كافي سخت باشد تا بتواند نيروهاي مخرب را تحمل نمايد . اتصالات بايد كاملاً آب بندي شوند و اقدامات لازم براي جلوگيري از ترك خوردگي لولـه كه ممكن است در نتيجه حركت و يا نشست خاكريز حاصل شود ، بعمل آيد . براي جلوگيري از كاهش فوق العاده فشار مطلق و نزديك شدن به حد كاويتاسيون ، كل افت بار در سيفون نبايد از 6 متر تجاوز كند .
حسن عمده سرريز سيفوني در اين است كه با افزايش جزئي سطح آب بالا دست مي تواند دبي كامل طرح را از خود عبور دهد حسن ديگر اين نوع سرريزها در خودكار بودن و عملكرد خوب آنها بدون نياز به وسايل مكانيكي يا وسايل محرك است . علاوه بر هزينه سنگين ، در مقايسه با ساير سرريزها ، سرريزهاي سيفوني داراي معايبي هستند كه موارد زير از آن جمله است :
1 ـ قادر نيستند يخ و آشغال را از خود عبور دهند .
2 ـ امكان دارد سيفون و يا لوله هوا دهي ، توسط شاخ و برگ درختان بسته شود .
3 ـ امكان دارد در نتيجه تغييرات ناگهاني شروع و توقف عمل سيفون جريان خروجي بطور سريع قطع و وصل شود و يا بصورت امواج به رود خانه بريزد . اين عمل سبب ايجاد نوسانهاي نا‌خواسته در تراز پاياب رود خانه خواهد شد .
4 ـ ارتعاشات در اين نوع سرريزها ، در مقايسه با ساير انواع بيشتر است . لذا لازمه استفاده از آنها ، داشتن فونداسيون خوب است كه بتواند ارتعاشات را تحمل كند .
همانندساير انواع سرريزها كه داراي مجاري تخليه سر پوشيده هستند ، يكي از عمده ترين عيوب سرريزهاي سيفوني عدم قدرت آنها در تخليه جريانهاي بزرگتر از سيل طرح ، براي افزايش معمول سطح آب مخزن است . زيرا با تجاوز سطح آب مخزن از ارتفاع طرح سرريز ، تغييرات دبي جريان خروجي قابل توجه نخواهد بود . در نتيجه مي توان گفت كه انتخاب سرريزسيفوني ، بعنوان سرريز اصلي ، به همراه يك سرريز اضطراري و يا كمكي مي تواند انتخاب معقولي باشد .


 

روش های ترمیم ساختمان

 

 

الف -  مرحله شناسايي و قضاوت اوليه :
در اولين مرحله سابقه و مشخصات طرح از قبيل گزارش ژئوتكنيك خاك محل ، نقشه مشخصلات فني،نحوه انتقال بار جانبي سازه ،دفترچه محاسبات و اطلاعاتی از اين قبيل تهيه مي گردد.

ب- مرحله تهيه اطلاعات لازم از ظاهر سازه اجرا شده : 
- بازديد مكرر از سازه
- اندازه گيري اعضاي سازه(مقاومت ميلگرد ها و بتن و...)
- بررسي كيفيت اجراي تير ها و ستون ها،ديوار برشي ،سيستم سقف،پوشش بتن روي ميلگرد ها،قطع و پيوستگي ميلگرد ها

روش هاي بررسي وضعيت داخلي بتن تير ها و ستون ها :

1) روش غير مخرب (چكش اشميتس و...) :
برحسب ميزان برگشت چكش(ميله)مقاومت اعضا تعيين مي گردد. مشكلات استفاده از چكش اشميتس عبارتند از:

- نشان دادن مقاومت كم بهنگام برخورد با ريزدانه
- نشان دادن مقاومت زياد بهنگام برخورد با درشت دانه
- نشان دادن مقاومت ميلگرد هنگام برخورد به ميلگرد در اثر كم بودن پوشش بتن

2) روش ارسال امواج( آلتراسونيك): 
مقاومت بتن بر حسب سرعت عبور امواج تعيين مي گردد.

مشكلات روش آلتراسونيك:

- هرچه در بتن مسلح تراكم ميلگرد در منطقه مورد آزمايش زياد باشد باعث ميشود مقاومتكاذب نشان دهد.
- اشباع بودن يا غير اشباع بودن بتن در محاسبه تاثير ميگذارد.
- وجود حباب هوا (تخلخل بتن) تاثير دارد.
آلتراسونيك بايد در قسمتي كه پوشش ميلگرد كمتر است نصب شود(در تير ها قسمت مياني)

3) روش مغزه گيري بتن :
براي داشتن نمونه هاي استاندارد بايد ارتفاع نمونه ها از دو برابر قطر آن بزرگتر باشد. در اين روش هرچه نمونه از عمق بتن با مته دريافت شود مقاومت بيشتري نشان خواهد داد. نمونه ها از جايي ميبايست برداشت شود تا نقاط ضعف در سازه ايجاد نشود. طول دهانه نزديك تكيه گاه ميباشد. ¼ در تير ها . بهترين مقطع براي نمونه برداري در مقطع عرضي بهترين جا براي نمونهگيري نزديك تار خنثي ميباشد زيرا در تار خنثي تنش به بتن وارد نمي آيد. همچنين مغزه گيري از بتن را ميتوان از بتن روي تيرچه ها انجام داد تا به باربري تير يا ستون سازه هم لطمه وارد نيايد.


نمونه برداري از ميلگرد هاي مقطع بمنظور تعيين fy : 

نمونه ها باید از انواع فولاد هاي موجود در محل هاي مختلف و از جايي برداشت شود تا كمترين تاثير در مقاومت مقطع داشته باشد.

A - فولاد هاي طولي :
 1-A) انتهاي تقويتي
¼ ميابست از منتهي اليه قسمت تقويتي نه از ميلگرد هاي سراسري در مقاطع بزرگ (ترجيحا از طول دهانه)
A-2) فولاد اسمي: در وسط دهانه در بالاي تير

B- فولاد عرضي (خاموت يا تنگ): از وسط نمونه برداشت شود:
- در مقطع عرضي ميلگرد ها از قسمت گوشه نمونه برداشت نشود.
- فولاد عرضي در تيرها بايد ازوسط تيرها قسمتي كه ممان ماكزيمم(برش حداقل) است برداشت شود(ازنقاطي كه پوشش بتن روي آن كم است).
- نبايد از محل گره ها نمونه برداري انجام گيرد. و به هيچ وجه نبايد از ميلگرد هاي سراسري(حداقل) برداشت شود.

 ج- مرحله بررسي نهايي در ترميم:  
عوامل اصلي در تقويت سازه ها اقتصادي و اجرايي بودن و سرعت اجراي طرح مي باشد. هنگاميكه به اين نتيجه رسيده شد كه تمام المان هاي سازه ضعيف هستند راهكارهاي مختلفي وجود
دارد از قبيل:
- تغيير در سيستم بار جانبي(كمك از بادبند يا ديوار برشي)
- افزايش مقطع و شاتكريت بتن
- كاشت ميلگرد در نواحي ضعيفكربني،شيشه اي...) و... )FRP -استفاده از الياف هاي مسلح با بكار بردن ديوار برشي يا بادبند تمركز تنش در اين نقاط ايجاد ميشود و نقاط ديگر از تنش رهايي مي يابند و قطعا المان هاي قبلي در اين محل ها جوابگو نخواهند بود. اگر امكان بكار بردن ديوار برشي يا بادبندي در داخل سازه(پلان) نباشد مي توان از باكس هاي مخصوص در خارج پلان سازه استفاده نمود ولي بايد اتصالات سازه اي مناسب در اين نقاط را تامين نمود.

روش هاي تقويت پي:

الف) پي هايی كه نياز به تقويت ندارند ولي ستون مربوطه نياز به تقويت دارد :
بوسيله چاله زني و شستشوي آن با مته ميلگرد هاي طولي ستون جديد در داخل پي جاگذاري مي شود. هرچه طول چال بيشتر باشد مقاومت درگيري فولاد و بتن بيشتر مي شود. اگر در محاسبات نياز به As براي ستون جديد باشد توصيه ميشود اين As جديد به صورت تعداد ميلگرد بيشتر و قطر ميلگرد هاي كمتر استفاده گردد تا مقاومت درگيري بيشتري ايجاد گردد. در چال زني سعي می شود از سيستم پدستال استفاده شود و بايد توجه داشت كه اگر ارتفاع ستون كم باشد امكان اجراي پدستال وجود نخواهد داشت.

 

درسيستم پدستال، در نتيجه بدليل وارد كردن ميلگرد ها بصورت خم در پي، فاصله ميلگرد هاي انتهايي تا مركز ستون زياد خواهد بود و مطابق رابطه زير ظرفيت ستون براي تحمل خمش در پاي ستون افزايش خواهد يافت:

                      F=fy . As                  M=F . d  


درنتيجه، در سيستم پدستال، نيروي وارده به ميلگرد كمتر و ضريب اطمينان بيشتر خواهد شد و مشكل برش پانچ نيز حل خواهد شد. با شناژ بندي نيز سختي صفحه پي بيشتر خواهد شد.

ب) زمانی که پي نياز به تقويت دارد:
براي حل مشكل پي با خاكبرداري اطراف پي بجاي خاك برداشت شده از مصالح پر كننده استفاده مي نماييم. مصالح پر كننده مي تواند بتن مگر،مصالح سنگي؛ مصالح رودخانه اي با تراكم بالاي 95 % باشد. براي كنترل پانچ هر دو پي قديم و جديد معيا كنترل قرار ميگيرد و براي ظرفيت باربري و فولادگذاري خمشي سطح جديد معيار كنترل ميباشد.

تقويت ستون ها:
مشكلات ستون هاي سازه مي تواند ناشي از خروج مركزيت بوجود آمده از خطاي اجراي ستون ها يا ناشاقولي بودن ستون در طبقه باشدكه براي تقويت ستون ها از دو U تنگ در داخل ستون جديد استفاده ميشود كه در طبقات يكي در ميان جهات قرارگيري آن تغيير مي نمايد. قبل از افزايش مقطع ستون ها بايد حتما گوشه هاي ستون را بشكنند و با ماسه پاشي و شستشو با فشار آب سطح كاملا زبر و آماده اتصال با سطح بتن جديد شود. با افزايش مقطع ستون ها از مقطع قديم ميتوان براي مقاومت برشي و فشاري و از مقطع جديد مقاومت كششي ، برشي و فشاري كمك گرفت.

نحوه بتن ريزي در ستون جديد:
اسلامپ بتن جديد بايد بين 1 تا 3 باشد و از مواد مضاف منبسط كننده و مواد روان كننده مي بايست در بتن استفاده شود.

ارتفاع ¼ قيف مناسب بتن ريزي در صورت امكان در راس ستون و در ستون هاي بين طبقات در حدود ستون باشد. و در حين بتن ريزي از شمعك گذاري براي تامين پايداري سقف استفاده شود. بتن ريزي ستون يكبار از وسط ستون انجام مي شود و سپس باقيمانده ستون بوسيله قيف در راس ستون بتن ريزي ميشود.و براي عبور ميلگرد هاي طولي ستون از كف مطابق شكل از پانچ هاي با قطر 4 اينچي كه با مته مغزه گيري ميشود استفاده ميگردد.

وصله ستون جديد بهتر است بجاي قرار گرفتن در گره  ½ گره قرار گيرد. اگر تعداد ميلگرد ها زياد باشد چون بايد براي هر ميلگرد پانچي با مته در نظر گيريم به مشكل اجرايي بر مي خوريم كه براي همين بهتر است از تعداد ميلگرد كمتر با قطر بيشتر استفاده شود.

تقويت تير ها:
شكل وارونه استفاده ميكنيم. U در تقويت تير ها نيز براي تحمل برش در ستون جديد از دو خاموت براي عبور ميلگرد طولي جديد تير از محلي كه ستون قرار دارد از خم استاندارد به شكل زير استفاده مي شود.


براي فولاد عرضي تير ها، از ميلگرد هاي با قطر زياد d/4 با حداكثر فواصل آيين نامه استفاده مي شود. در هر چند تا سوراخ، دو سوراخ مقابل بزرگتر پانچ مي شوند تا بتن ريزي از اين محل ها به درون تير جديد صورت گيرد. امكان قلاب كردن ميلگرد وجود ندارد بنابراين از دو U وارونه به عنوان فولاد عرضي استفاده مي شود. 

تزريق مواد در كاشتن ميلگرد ها به روش (نزديك به سطح NSM ): 

- ماسه عبوري از الك نمره 4                                          50 گرم
- سيمان                                                                  50 گرم
- آب + مواد روان كننده                                                 23 ليتر
- چسب كانتكس و مواد افزودني(منبسط كننده)                  227 گرم

مراحل كاشتن ميلگرد:
- چال زني و تميز كردن محل چاله و سطح بتن اطراف
- قرار دادن ميلگرد + محصور كردن فضاي تزريق و افزايش فشار تزريق + - ضربه و ارتعاش
- از سيمان زودگير استفاده مي شود و دوره مراقبت را نیز افزايش مي دهيم.

 

 

 


 

روش های تخریب ساختمان

در این مقاله، چهار روش تخریب: بالا به پایین (دستی)، بالا به پایین (مکانیکی)، روش گوی تخریب و روش انفجار مورد بررسی قرار می گیرد. 

 

1- روش تخریب بالا به پایین (دستی)

روش بالا به پایین روشی است که از سقف شروع شده و تا سطح زمین ادامه پیدا می کند. ترتیب های خاصی از فعالیت های روش مذکور وجود دارد که ممکن است بر اساس وضعیت کارگاه و اعضای سازه ای مورد تخریب متفاوت باشند.

توالی تخریب

توالی مراحل تخریب باید بر اساس شرایط واقعی کارگاه، محدودیت ها، جانمایی ساختمان، جانمایی سازه ها و ساخت آن تعیین گردد . به طور کلی مراحل زیر باید اعمال گردد:

الف-  کلیه سازه های پیش آمده، سایبان ها، ایوان ها و بخش های متصل به دیوارهای خارجی باید نخست و پیش از تخریب ساختمان اصلی و سازه های داخلی آن تخریب شود.

ب - در حین تخریب سازه کف کلیه اتاق های تاسیسات آسانسور و مخازن آب در ارتفاع، باید با توالی بالا به پایین نسبت به سطح سقف اصلی تخریب گردند.

پ - تخریب دال های کف باید از دهانه میانی آغاز شده و به سمت تیرهای تکیه گاه ادامه یابد.

ت - تیرهای کف باید به ترتیب زیر تخریب شوند:  

  • تیرهای جلو آمده  (یک سر گیردار یا کنسول ها) 
  • سپس تیرهای ثانویه
  • بعد تیرهای اصلی

ث - ستون ها باید پس از برچیدن تیرهای بالاتر تخریب گردند.

سازه های پیشآمده و بالکن ها

سازه های پیش آمده، بالکن ها و ایوان ها ممکن است به سمت خارج ساختمان و روی پیاده رو یا در برخی موارد بر روی بخشی از خیابان جلو آمده باشند. سازهای تکیه گاهی موقت، سکوهای محافظ یا سکوهای موقت باید به عنوان اقدامات احتیاطی دقیقاً زیر آنها قرار داده شود.

2- روش تخریب بالا به پایین (مکانیکی)

توالی مراحل تخریب توسط ماشین آلات عموماً مانند روش دستی بالا به پایین بوده به جز اینکه اکثر کارهای تخریب توسط تجهیزات مکانیکی انجام می گردد. تخریب با بالا بردن ماشین آلات مکانیکی روی بالاترین طبقه ساختمان آغاز می گردد.

بالا بردن ماشین آلات

ماشین آلات مکانیکی باید به وسیله جرثقیل یا سایر ماشین آلات مورد تایید مهندس سازه دارای پروانه بر روی سقف ساختمان قرار گیرد. منطقه عملیاتی باید درحین بالا بردن ماشین آلات مسدود گردد. درصورتی که نیاز به مسدود کردن موقت مسیر باشد، مجوزهای مربوطه از پلیس و شهرداری پیش از آغاز عملیات کسب گردد.

تکیه گاه های ماشین آلات

باید بار وارد شده از طرف ماشین آلات به کف را مورد بررسی قرار داد. در صورت نیاز باید شمع زنی در طبقات پایین تر از طبقه مورد تخریب انجام شود تا ماشین آلات در شرایط ایمن بمانند. جابجایی ماشین آلات واحد مکانیکی باید تنها در محدوده شمع زنی شده انجام شود.

ساخت رمپ موقتی

ماشین آلات باید به وسیله رمپ به طبقات پایینی انتقال یابد. شیب رمپ نباید بیشتر از 1.75

به 1 یا مقدار توصیه شده توسط سازنده ماشین آلات باشد . به عنوان روش جایگزین می توان ماشین آلات را به وسیله جرثقیل پایین آورد.

 

جابجایی ماشین آلات مکانیکی در نواحی زیر ممنوع است:

- در محدوده دو متری لبه ساختمان

- در محدوده 1متری بازشوهای کف

- هر نوع سازه پیش آمده یا کنسول دار

 

توالی تخریب

توالی مراحل تخریب مطابق با موارد ذیل انجام گردد:

الف - کلیه دال و تیرهای پیش آمده، سایبان ها و ایوان ها باید نخست و پیش از تخریب طبقات داخلی تخریب شود.

ب  -اعضای سازه ای به طورکلی باید به ترتیب زیر تخریب گردد:

- ابتدا دال تخریب می شود

- سپس تیرهای ثانویه

- بعد تیرهای اصلی

ث - پنل دیوار شامل تیرها و ستون ها، باید به تدریج و به شکل کنترل شده تخریب گردد.

ایوان ها وبالکن های پیشآمده

تخریب ایوان ها و بالکن های پیش آمده، می تواند شدیدا اًمنیت عمومی را به مخاطره اندازد و لذا باید با احتیاط و دقت فراوان انجام شود. سازه های تکیه گاهی موقت، سکوهای محافظ یا سکوهای موقت باید دقیقاً زیر ایوان ها یا بالکن های پیش آمده قرار گیرند.

 

 

3- روش گوی تخریب

 

گوی تخریب از یک جرثقیل مجهز به گوی فولادی تشکیل شده است. تخریب ساختمان ازطریق انرژی ضربه ای گوی فولادی آویزان از جرثقیل زنجیردار انجام می شود. گوی تخریب از خارج ساختمان عمل می کند. این روش برای ساختمان های مخروبه، سیلوها و سایر تاسیسات صنعتی مناسب می باشد . با این حال انجام عملیات، نیازمند فضای آزاد بسیار زیاد در اطراف دستگاه می باشد. همچنین اپراتور با مهارت بالا و تجهیزات مناسب مورد نیاز است.

ضوابط به کارگیری

الف - به جز موارد خاص، تخریب هربخش از ساختمان باید از بالا به پایین انجام شود.

ب-  تکنیک های پیشنهادی بهره برداری از گوی تخریب عبارتند از:

A- ضربه عمومی- سقوط آزاد گوی تخریب بر روی سازه

 

B - حرکت آونگی خطی- حرکت آونگی گوی هم راستا با بازوی دستگاه

   

یک کابل ثانویه معمولاً به طور افقی به گوی متصل می گردد تا حرکت گوی را کنترل کند.  گوی باید با حرکات نوسانی به سازه برخورد کند. گوی باید به بالای عضو برخورد کند تا از سقوط عضو به خارج از ساختمان جلوگیری شود.

پ -بازو یا بوم دستگاه نباید در حین انجام کار بیش از 3 متر بالاتر از سازه در حال تخریب قرار گیرد.

ت -فضای آزاد عملیاتی بین جرثقیل و سازه درحال تخریب باید برابر با 50  ارتفاع سازه باشد.

د- عملیات نباید در نزدیکی خطوط جریان برق هوایی انجام شود.

ذ- محوطه کارگاه باید به طور کامل فنس کشی شود تا از ورود عموم جلوگیری به عمل آید.

س- یک شخص راهنما باید درحین عملیات در کارگاه باشد تا اپراتور را کمک نموده و نسبت به ایمنی اطمینان یابد. شخص راهنما باید دانش و تجربه کامل در استفاده از گوی تخریب را داشته باشد.

 4 - روش انفجار

 

اگر قراراست که یک ساختمان را منفجرکرد، پیمانکار تخصصی دارای پروانه تخریب باید درباره تاثیرات انفجار بر همسایگان کارگاه یک گزارش ارزیابی خطر جامع و یک گزارش ارزیابی زیست محیطی تهیه کند. درصورت حصول نتایج مثبت ارزیابی خطر و ارزیابی اثرات زیست محیطی و توافق مراجع مرتبط، پیمانکار انفجار تخصصی دارای پروانه می تواند مطالعه سازه ساختمان را آغاز کرده و طرح انفجار را تهیه نماید. طرح می تواند شامل تضعیف اولیه سازه، راهبرد جایگذاری مواد منفجره و زمان تاخیر باشد تا بدین ترتیب ساختمان به شکلی ایمن فرو ریزد. تضعیف اولیه سازه می تواند شامل برش و برچیدن بخشی از دیوارهای برشی و سایر اعضای سازه ای باشد. محافظت از املک مجاور و ساکنین نیزاز ملاحظات مهم می باشد.

نگرانی های عمومی

نگرانی های عمومی برای اجرای صحیح تخریب ازطریق انفجار به شرح زیر است:

الف -تضعیف اولیه سازه باید به نحوی طراحی گردد که نسبت به پایداری سازه پیش از انفجاراطمینان حاصل گردد.

ب- جهت کاهش پخش و انتشار نخاله های ساختمانی به زمین های مجاور پس از انفجار، یک کانال یا دیوار خاکریز باید خارج از ساختمان تعبیه گردد تا نخاله ها را در خود جای دهد؛ مگر اینکه فضای کافی در زیرزمین ساختمان جهت انجام این کار موجود باشد.

 پ -همچنین در طراحی باید یک ناحیه ممانعت تعیین گردد تا کلیه ساکنین یا افراد مقیم واقع در این ناحیه درحین انفجار تخلیه شوند. شعاع ناحیه ممانعت عموما نباید کمتر از 2.5 برابر ارتفاع ساختمان باشد. اثرات سروصدا و گردوخاک ناشی از انفجار باید درنظر گرفته شود.

ت-طرح اضطراری به منظور کنترل شرایط اضطراری مانند انفجار پیش از موعد و عمل نکردن مواد منفجره آماده شود.

ث -یک طراحی مناسب موجب می شود که سازه به سمت مرکز ساختمان یا در محدوده ی منطقه محافظت شده ریزش کند.

د -پس از انفجار، متخصص انفجار باید بررسی کرده و اطمینان یابد که هیچ گونه ماده منفجره عمل نکرده ای در کارگاه باقی نمانده باشد. تمام ناحیه باید تا زمانی که کلیه مواد منفجره ی عمل نکرده، منفجر گردیده یا به شکل ایمن توسط متخصص انفجار کنترل شود، خالی و تحت کنترل حراست باقی بماند.

ذ -حتی الامکان باید از سیستم های انفجار غیرالکتریکی استفاده شود تاخطر انفجار زود هنگام ناشی از جریان های الکتریکی سرگردان امواج الکترومغناطیسی خروجی یا فرکانس های رادیوایی به حداقل برسد.

 

10 سازه برتر دنیا

1- ساختمان تئاتر موریس (بالتیمور – مریلند- آمریکا)

 


 

2- برج تلویزیونی زیزکوف (پراگ – جمهوری چک)

 


 

3- ساختمان بی هایو (beehive) (ولینگتون – نیوزیلند)

 


 

4- ساختمان جورج پامپیدو ( پاریس – فرانسه)

 


 

5- میدان فدراسیون (ملبورن - استرالیا)

 


 

6- ساختمان پترو براس ( ری یو دو ژانیرو – برزیل)

 


 

7- ساختمان مارکل ( ریچموند – ویرجینیا – آمریکا)

 


 

8- موزه سلطنتی انتاریو (تورنتو – کانادا)

 


 

9- کتابخانه ملی ( پریستینا – کوزوو)

 


 

10 – هتل ریوگ یانگ ( پیونگ یانگ – کره شمالی)

 


 

 

مدرن ترین پروژه های عمرانی دنیا

سازه های مهندسی مانند پلها، تونل ها و ریل های قطار که شهرها و یا حتی کشورها را به یکدیگر وصل می کنند، سفیه های فضایی که بشر را به کره ماه می برند، سازه هایی که در برابر سخت ترین زمین لرزه ها پایداری می کنند، همگی یک وجه مشترک دارند و آن حل کردن مشکلات و راحت تر کردن زندگی برای بشر است. این مقاله به 7 مورد از مدرن ترین سازه های مهندسی قرن اخیر می پردازد.

1- پل اکاشی کایکیو که به پل مروارید نیز معروف است، نمونه محصور کننده ای از مهندسی عمران مدرن است که در کشور ژاپن قرار دارد. این پل بزرگترین پل کابلی دنیا است که برای حفظ پایداری آن از هیچ شمعی استفاده نشده است. این پل که در سال 1998 تکمیل شد، با گذر از تنگه آکاشی،شهر کویو را به شهر کانشو متصل می کند. 

 


 2- پل میلا ویاداکت یک پل جاده ای معلق است که در قسمت گودی رودخانه تارن در جنوب فرانسه قرار دارد. این پل طولانی ترین پل جهان است که ارتفاع دکل یکپارچه آن، 343 متر بالاتر از محل قرارگیری خود سازه است. این پل دوازدهمین پل طولانی جهان از نظر طول عرشه می باشد که ساخت آن در سال 2004  به پایان رسید. 


 3- استادیوم ملی پکن بزرگترین سازه فلزی دنیا است که به نام  لانه پرنده نیز شناخته می شود. این سازه توسط معماران سوئیسی، ژاک هرزوگ و پیر ده مورون برای استفاده در المپیک و پاراالمپیک تابستانی 2008 طراحی و ساخته شد.


4- آسانسور بیلانگ، بزرگترین و سنگین ترین آسانسور فضای باز در جهان است. این آسانسور شیشه ای بر روی یک طرف از صخره ای بزرگ در منطقه ولینگ یانگ کشور چین واقع شده است که 330 متر ارتفاع دارد. این آسانسور غول پیکر می تواند طی 2 دقیقه، تا 50 نفر را از پایین این صخره به بالای آن منتقل کند و ظرفیت جا به جایی روزانه 18000 نفر را دارد. ساخت و ساز این آسانسور در اکتبر سال 1999 آغاز شد و برای استفاده عمومی، در سال 2002  به پایان رسید.

 


 5- جزایر پالم یکی دیگر از نمونه های موفق مهندسی مدرن در جهان است. این جزایر، بزرگترین جزایر مصنوعی جهان هستند که در دبی واقع است. 1500 ویلا در این جزایر وجود دارند.


 6- اروتونل نمونه ای شگفت انگیز از مهندسی مدرن است. این تونل از انگلستان شروع و به فرانسه ختم می شود. طول این تونل 31 مایل می باشد که 23 مایل از آن در دریا قرار دارد. 


7- سد سه جرج یک سد برق آبی است که در مسیر رودخانه یانگ تسه واقع در چین ساخته شده است. سد سه جرج از نظر ظرفیت نصب شده (22500 مگاوات)، بزرگترین نیروگاه برق جهان است. این سد نه تنها برق مورد نیاز منطقه را تولید می کند، بلکه ظرفیت حمل و نقل را نیز افزایش می دهد و فضای لازم برای ذخیره سازی سیل را فراهم می کند. ساخت سد در سال 1994 آغاز شد؛ و برای بهره برداری تجاری در سال 2008 افتتاح شد.